خواجه نصير الدين الطوسي
205
اخلاق ناصرى ( فارسى )
مقالهء سوم در سياست مدن و آن هشت فصل است فصل اول در سبب احتياج خلق بتمدن و شرح ماهيت و فضيلت از نوع علم پيش از اين گفتهايم كه هرموجودى را كمالى است و كمال بعضى از موجودات در فطرت با وجود مقارن افتاده است . و كمال بعضى از وجود متأخر ؛ مثال صنف اول اجرام سماوى و مثال صنف دوم مركبات ارضى و هرچه كمال او از وجود او متأخر بود هر آينه او را حركتى بود از نقصان بكمال و آن حركت بىمعونت اسبابى كه بعضى مكملات باشند و بعضى معدات ، نتواند بود . اما مكملات مانند صورتهائى كه از واهب الصور فايض شود بطريق تعاقب بر نطفه تا از حد نطفهگى بكمال انسانى برسد . و اما معدات مانند غذا كه باضافت ماده شود تا نماء بغايتى كه ممكن بود برسد و معونت در اصل بر سه وجه بود . اول آنكه معين جزوى گردد از آنچيز كه بمعونت محتاج بود و اين معونت ماده بود . دوم آنكه معين متوسط شود ميان آنچيز كه بمعونت محتاج بود و ميان فعل او و اين معونت آلت بود سوم آنكه معين را بسر خود فعلى بود كه اين فعل نسبت به آن